تبليغاتX
شعر های سپید و سیاه یک دل -

شعر های سپید و سیاه یک دل

شعر هایی که بی نظرات شما عین ادم بی سره

گناه!!
چه وازه ی نا منصفانه ای درین شهر کلمات
برای او که می گویند به او . گناه کار
پس من گناه کارم
گناه من قیچی بودن است
من اگر جوهری مهمان نوازی می کرد
نوک جوابم را
می شدم مثل این مدادها
افسوس
که برای گذر زین کاغذ مقصود
راهی جز همان بریدن ندارم
اخر این دست سرنوشت
اگر نه بنویسم
و نه برم
مرا به سطل تنهایی ها
تباهیی ها می اندازد
ازین بی کسی خود چه بیزارم
من همانم که نوکم تیزاست مانند قلم
تنها علت بیچارگیم
بی اعتنایی جو هر ها ی فاحشه است
جوهر ها ی اقبال
پس می برم
کاغذ را می برم
چهره ام چاقو می شود
حتی بدتر از او
راستی
گناه من چیست که گناهکارم ؟
مردم درک
گناه کاران را همیشه تبعید می کنند
از زادگاه اندکی در اندیشه ی دیگری بودن
گناه کار منم یا شما چشمان سرد
که تنفر در درونتان هواییست
برای تنفس عنکبوت ها ی وجودتان
اگر این کلمات نبودند
اسانتر به خود می اندیشیدم
**
من یک پشت فطرت
زشت رو
و ادمی نه ادم صفت در میان شما هستم
همان بهتر که شعر یادم را نخوانید
چون وزن ندارد
زبان ادابتان
نمی تواند با ان هماهنگ باشد



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 19:17  توسط ارمان صالحی(شاعر)نسترن(عکس)*  |